مدح و منقبت امام رضا علیهالسلام
جامِ جهان نماست در این قطعه از بهشت آرامِ جان ماست در این قطعه از بهشت فـوج فـرشـتـگـان به نیـایش نـشـسـتهاند آوای «ربّنا»ست در این قطعه از بهشت آئینۀ شكوهِ «كلیم» است و «کوه طور» آن نور و آن صداست، در این قطعه از بهشت هر دل كه زنده است به انفاس موسوی همصحبت خداست، در این قطعه از بهشت خورشید شاهد است، كه نقـش كـتـیبهها «والشمس والضحی»ست، در این قطعه از بهشت عطر مدینه، نور نجـف، رنگ كاظمین اشراق كربلاست، در این قطعه از بهشت هرگـاه سـعی در طـلـب مـعـرفـت كـنی هم مروه، هم صفاست، در این قطعه از بهشت عشاق، در «طواف حرم» موج میزنند حجّ من و شماست، در این قطعه از بهشت جانِ جهان كجاست؟ در این عرش آستان محرابِ دل كجاست؟ در این قطعه از بهشت در چـشم عـارفـان سحـر خـیز، آسـمـان آبیتر از دعاست، در این قطعه از بهشت صدق و صفا، خلوص و یقین، عشق و آرزو باران واژههاست، در این قطعه از بهشت فــولاد، پـای پــنـجــرهاش آب مـیشـود اسرار كیمیاست، در این قطعه از بهشت روشنتر از ستاره، به مژگان نشسته است اشكی كه بیریاست، در این قطعه از بهشت جای دگر، سراب فـریب و غـمِ فـناست سرچشمۀ بقاست، در این قطعه از بهشت در خلوتِ خیالِ خود از خویشتن بپرس از ما «رضا» رضاست، در این قطعه از بهشت؟ ما را به باغ و گلشن و صحرا چه حاجت است؟ تا حجّت خداست، در این قطعه از بهشت اذن ورود ما به حرم چیست غیر اشک؟ وقتی قرار ماست، در این قطعه از بهشت زائر در این حریم مطهر، غریب نیست بیگانه، آشناست، در این قطعه از بهشت تذهـیبنـامۀ عـمل عـاشـقان، «شفـق»! امضای مرتضاست، در این قطعه از بهشت |